دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

433

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

صحن افزوده است . آنها نشانگر همان تأكيد بر تقارن هستند كه بقيه مسجد را در خود گرفته و به بيرونى آن به اندازه آرايش درونيش كارآيى بخشيده است . اين ظرافتهاى فوق‌العاده سرشار از فضا است كه منطقه عظيم پلان مسجد و متعلقات آن‌را فرا گرفته است - كل مساحت آن در وسيعترين بخش 140 در 130 متر است و اگر مجموعه سردر آن‌را حذف كنيم به حدود 100 متر در 130 متر مىرسد . اين مسجد سلطنتى با كردوكارهاى چندين و چند ، از بسيارى لحاظ يادآور مساجد سترگ صدر اسلام است كه مظهر امت اسلام و حيات اجتماعى آن برشمرده مىشد . البته در درجه اول ، اين تأثير اندازه ارتباط كامل با ابعاد واقعى داشت . هيچ‌يك از مساجد ايرانى تا ارتفاع 50 مترى داراى گنبد دوجداره نيست ( برخى تا حدود 14 مترى بالاى گنبد درونى ) و صحن پهن با حدود 70 متر طول ، شگردى بود كه معمارى قاجارى مخصوصا معماران قاجارى دوره فتح عليشاه با علاقه و اشتياق آن‌را به كار بستند . ايوان حرم طورى ساخته‌شده كه هنوز هم بزرگتر به نظر مىرسد چون طاقگان آن به‌جاى دو طبقه مثل طاقگان جوانب صحن ، در يك طبقه هستند . همچنين جناحهايى كه از دوطرف بيرون زده‌اند بر ابعاد ايوان سردر ( با 5 / 27 متر ارتفاع ) افزوده‌اند . اين شگرد براى اين بكاررفته كه وقتى كسى وارد مسجد مىگردد احساس شتاب از او سلب شود و درعوض احساس آرامش به او دست دهد . قداست مسجد در آنسوى سردر كاملا حاصل مىشود و عبادت‌كنندگان را به درون خود فرامىخواند و لذا براى ايوان مدت زمان كافى وجود دارد تا حضور خود را به‌تدريج نمايان سازد . همين توجه از زاويه ديدهاى انتخابى باعث مىشود نواحى فرعى نقشه‌نما نظير عقب سردر ورودى و نماى پيشين جانبى ايوان غربى به نظر نيايد . تعدادى از سطوح كه با آجر ساده رها شده‌اند و نقشه‌نماى اتفاقى آنها ، دليل روشنى است بر اينكه بعضى از معماران ايرانى در ساخت دورنما ، زاويه ديدهاى زيادى را در نظر نداشته‌اند . باوجوداين ، در هيچ‌يك از عمارات جهان اسلام كه داراى شكوه چندرنگى پرمايه و موزونى چون اين بنا هستند ، نمىتوان بازتابهائى از درخشانى نماى پيشين را با نمود دوبرابر آن در حوض وضوخانه مشاهده كرد . صرفنظر از سردر ورودى كه در ايام فراوانى پول و زمان ساخته‌شده ، تزيين كاشيكارى ( از مرمر براى ازاره‌ها و از سنگ براى پايه‌ها در تالارهاى عبادى زمستانى استفاده مىشد ) كه از كاشىهاى رولعابى هفت رنگى است قابل درك است و وفور پول موجب پوشش سطوح وسيعى از آن شده است . اين كاشيكارى كه مخصوصا در جلو نور آفتاب بسيار خيره‌كننده است در حرمخانه نمود نامطلوبى دارد و بدتر از همه زمانى است كه در بودباشهاى چسبيده به طاقگان تالارهاى عبادى زمستانى به ديده آيد . معماران متأخر اين درس را به جان و دل پذيرفتند كه